|Persephone|

شاید...

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به انار.

در این پست برخلاف شونصدوشصتادتا پست قبل، دلم نمی‌خواهد هیچ موجود دیگری باشم. این یک‌بار را استثنائاً از آدم‌بودنم راضی‌ام و این‌ها همه از برکات انار است. بعید می‌دانم حیوانی باشد که انار بخورد. اگر هست بگویید تا دلم بخواهد جای آن باشم. وگرنه انارخوردن را با هیچ چیزی عوض نمی‌کنم. انار مستقیم از بهشت آمده است. شاید هم نمونه‌ی کوچک‌شده‌ای از بهشت باشد. شاید آن دنیا قرار است در یک انار عظیم‌الجثه زندگی کنیم. کسی چه می‌داند؟ فقط کاش انارها درک و شعور داشتند. به نظر من اگر کسی یا چیزی را دوست داریم، حقش است که از این موضوع باخبر باشد، ولی من نمی‌توانم عمق عشقم به انارها را به خودشان نشان بدهم. آن‌ها هیچ‌وقت متوجه نمی‌شوند کجای قلبم جا دارند، برق چشمانم را نمی‌بینند و از تندشدن ضربان قلبم بی‌خبرند. اصلاً شاید احساسمان دوطرفه بود. شاید آن‌ها هم وقتی من را می‌بینند توی دلشان می‌گویند «آخ جون بیا ما رو بخور!». شاید آن‌ها هم بدانند به جای معده‌ام، در قلبم هضم می‌شوند. ولی نمی‌توانیم این‌ها را به هم بفهمانیم و حقیقتاً درد دارد. دردش مثل درد معده‌ای است که می‌زند به کتف و دهن آدم را صاف می‌کند. اصلاً از قدیم گفته‌اند دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ اناری که در زمستان بر نرگسی... کاش باران انار داشتیم. جایتان خالی چند روز پیش دلم باران هندزفری می‌خواست. هنوز هم می‌خواهد. چون هندزفری‌ام خراب شده و من نمی‌توانم سر کلاس فیزیک و موقع تدریس مبحث گوگولی‌مگولی حرکت‌شناسی داوطلب شوم. حالا تصور کنید بارانی بیاید که از هر انار یک هندزفری آویزان باشد. خدایا تو که می‌توانی، دل من را با همچین بارانی شاد کن. شما هم دعا کنید. من منتظرم. انتظار هم خیلی درد دارد لعنتی. مثل سردرد ناشی از دندان‌درد. از آن‌ها که انگار دارند جمجمه‌ات را سوراخ می‌کنند. جمجمه‌ی من همیشه در حال سوراخ‌شدن است. من همیشه منتظرم و انتظارم آن‌قدرها هم جواب نمی‌دهد. همین روزهاست که مغزم از لابه‌لای سوراخ‌های جمجمه بزند بیرون و از گوش‌هایم بیفتد زمین. باید گوش‌هایم را ببندم. گوش‌بند خوب سراغ ندارید؟
سایه ..
۱۴ مهر ۲۲:۰۵

من واقعا دارم بعد خوندن این پست میرم که انار بخورم. بای.

پاسخ :

بخش غم‌انگیز ماجرا اینجاست که خودم بعد نوشتن پست نرفتم انار بخورم :( 
.. میخک..
۱۴ مهر ۲۲:۰۸

یاد اون پستت افتادم که می‌گفت اون عشقی که ما به بستنی داریم همش یک طرفه است و.......

 

منم باران هنزفری می خوام :`)

پاسخ :

وای آره :( گفته بودم براشون فرقی نداره کی بخورتشون. ولی عمیقاً دلم می‌خواد اینطوری فک کنم که انارا هم دوسم دارن :(

هعییی :(((
ᴺᵃᶳᵗᵃʳᵃᶰ ‌
۱۴ مهر ۲۳:۵۶

انار ، بستنی ، آلوچه و لواشک ، چیپس ، شکلات ، قهوه ، پاستیل رو بمن بدن، دیگه هیچی از خوراکیای این زندگی نمیخوام.

پاسخ :

ولی اینا رو به من بدن، بازم می‌خوام :)))))
ᴺᵃᶳᵗᵃʳᵃᶰ ‌
۱۵ مهر ۰۰:۱۹

گوجه سبز و چنتا چیز دیگه یادم رفت، نخواستن کنکله:"|

پاسخ :

:دیی
hmd ja
۱۵ مهر ۱۳:۱۱

الان میتونم حس مصطفی رحماندوستو موقع گفتن صد دانه یاقوت درک کنم. ببین عشق چه کارا میکنه

 

پاسخ :

:)))))
جزء احساسی‌ترین شعراس اون شعر اصن :دی. 
Marcis March
۱۵ مهر ۱۵:۳۹

ولی انار که بستنی نیست نفهمه. مطمئن باش میفهمه اناره مثلا. جاتم خالی دیشب جای شما قبل از اینکه پستتو بنویسی به نیابت(؟) از همه یه انار یاقوتی خوشگل دادم قلبم هضم کنه

ارسال حس خوبی کهازش گرفتم*

پاسخ :

اوهوم :دی. 
مرسی و ممنون :(♡
سما نویس
۱۵ مهر ۱۵:۵۶

دیشب یک مقداری از انارم تو ظرف موند گذاشتم تو یخچال.رفتم که بخورمش.بای

پاسخ :

چرا همه‌تون انار دارین؟ :((( نوش جون :((
یاسمن گلی:)
۱۵ مهر ۱۷:۱۸

چقدر از انار تعریف کردی :))

دلم خواست برم بخورم :دی

پاسخ :

جای منم خالی کنین :دی.
امیر +
۱۶ مهر ۲۲:۰۳

بارون پول بهتر نیست؟ هم می‌شه باهاش انار خرید و هم هندزفری ...

پاسخ :

شتتت آره هااا. اصلاً به ذهنم نرسید :| 
البته بخش خریدشم سخته. مستقیماً هندزفری و انار بیاد دردسترس‌تره. ولی از اون طرفم پول کاربردی‌تره.
از این به بعد تو دعاهام بارون پول رو هم لحاظ می‌کنم :دی.
ویــ ـانا
۲۴ مهر ۱۹:۱۲

چه قلم زیبایی❤️

*جواب کسایی که خونشون انار ندارن رو کی میده؟؟😏

پاسخ :

ممنون از لطفت :))
آخ نمی‌دونم. راستش اون موقع خودمونم خونه‌مون انار نداشتیم.
صاحب این وبلاگ، نخورده مست و نزده رقصان است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان