|Persephone|

شاید...

روز پانزدهم و شانزدهم: چگونه سوال‌ها را بپیچانیم؟ به روایت تصویر.

15. Your favorite Tumblrs Bayani :D

بچه‌تر که بودم، توی خیالاتم بارها مصاحبه‌های مختلفی کردم، در برنامه‌کودک‌های زیادی بودم، و مسابقه‌ تلفنی‌های بی‌شماری را شرکت کردم. اگر هم‌سن‌وسال من باشید، نمی‌دانم یادتان هست یا نه، ولی وقتی بچه‌ای به یکی از برنامه‌ها زنگ می‌زد، پای ثابت سوال‌ها این بود که «اسم بهترین دوستت چیه؟!». جواب‌دادن به این سوال همیشه برایم سخت بود. دوستان زیادی هم نداشتم ها، ولی خب سخت بود. مثلاً اگر اسم فلانی را می‌گفتم و فلانی هم برنامه را می‌دید و مسخره‌ام می‌کرد که «تو بهترین دوست من نیستی» چه؟ یا اگر اسم بهمانی را می‌گفتم و همین فلانی ازم ناراحت می‌شد که چرا او را نگفتم؟ آخرهایش دیگر دچار یاس فلسفی می‌شدم. آن‌قدر فکر می‌کردم به بهترین دوستم، که اصلاً یادم می‌رفت دوست یعنی چه. چه کلمه‌ی عجیبی! یک روز بالاخره تصمیم نهایی‌ام را گرفتم. یک اسم الکی و شخصیت خیالی که می‌تواند نقش بهترین دوست مرا بازی کند؟ تصمیم گرفتم اگر روزی به برنامه‌ای زنگ زدم (که هیچ‌وقت نزدم) و مجری‌اش اسم بهترین دوستم را پرسید، بگویم «نگار»! میان فامیل و دوست و آشنا، هیچ نگارنامی وجود نداشت. پس هیچ‌کدام از درگیری‌های قبلی هم برایم پیش نمی‌آمد. تا همین حالا هم هیچ نگاری را از نزدیک یا حتی از دور ندیده‌ام. داستان سوال این روز هم مشابه همین است. بیانیِ موردعلاقه‌ام؟ نگار! :)

16. Your views on mainstream music...

من زیاد موسیقی گوش می‌دهم. خیلی زیاد. آهنگ‌های زیادی دارم. خیلی زیاد. ولی اطلاعات راجع به خواننده‌ها و فعالیت‌هایشان؟ تقریباً هیچی. در واقع من اصلاً نمی‌دانم جریان فعلی موسیقی چیست، که بخواهم نظری هم درموردش داشته باشم. آهنگی که گوش می‌دهم، نمی‌دانم جدید است یا قدیمی. حتی دنبال آهنگ هم نمی‌گردم. آن‌ها خودشان مرا پیدا می‌کنند :دی. توی چندتا کانال عضوم، که سلیقه‌ی ادمین‌هایشان را خیلی می‌پسندم و هر چه می‌گذارند را ذخیره می‌کنم تا بعداً گوش بدهم. با یک نفر هم فقط ارتباط آهنگی دارم! یعنی نه دقیقاً می‌شناسمش، نه او مرا می‌شناسد، نه حرف‌های خاصی بینمان ردوبدل می‌شود. فقط برای هم آهنگ می‌فرستیم و تشکر می‌کنیم. خیلی ارتباط دلچسبی است. اگر همچین آدمی را ندارید، از همین تریبون برایتان شوآف می‌کنم و سوز به دلتان. خلاصه که همین. آهنگ‌های خودم را عمیقاً دوست دارم و دیگر هیچ چیز از جریان فعلی موسیقی نمی‌دانم. 


+ می‌دونم روز سیزده و چهارده مونده و من یهویی پریدم اینجا :| ولی امروز وقت زیادی برای پست‌گذاشتن نداشتم و حس کردم نوشتن این دوتا، وقت کمتری ازم می‌گیرن نسبت به دوتای قبلی. در نتیجه خیلی سوسکی با هم جابه‌جاشون کردم :))


[روز دوازدهم]

ناشناس
۲۵ آبان ۲۳:۳۷

حالا از بین این همه اسم دختر چرا نگار =))))

پاسخ :

نمی‌دونم دیگه :)) احتمالاً دوسش داشتم خب. شایدم چون به نرگس می‌آد :دی. یادمه خواهرمم که می‌خواست به دنیا بیاد، یکی از اسمایی که من براش پیشنهاد دادم نگار بود :))
Marcis March
۲۶ آبان ۰۰:۲۲

اسم من نگاره؟ خودم دچار شک شدم...

ههییی

پاسخ :

عه عه اسمت نگاره؟ :))))) نمی‌دونستممم. بالاخره با یه نگار حرف زدم :دی. 
🎼 کالیستا
۲۶ آبان ۰۸:۵۷

خوش به حال نگار. *-*

پاسخ :

=))
جهانِ هیچ
۲۶ آبان ۱۰:۰۹

به امید عکس اومدم :/

پاسخ :

شرمنده دیگه :))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
صاحب این وبلاگ، نخورده مست و نزده رقصان است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان