|Persephone|

شاید...

روز هفدهم: از ابتدای هجده سالگی، تا ابتدای نوزده سالگی.

17. Your highs and lows of this past year...

خیلی خب، رسیدیم به روزی که چالش رو به خاطرش شروع کردم! :دی من اهل نوشتن اینطور چالشا نیستم. ولی قبول کنید اینکه یه روز لیست سوالات رو نگاه کنید و ببینید موضوعی که توی روز تولدتون می‌افته، درمورد بالاپایینای یک سال اخیرتونه، خیلی وسوسه‌برانگیزه که به خاطرش کل سی روز رو بنویسید =))

پارسال همین موقع، اصلاً انتظار نداشتم هجده سالگی‌م سن خیلی عجیب‌غریبی بشه. منتظر اتفاق خاصی نبودم. ولی،... فک کنم عجیب بود! بالا و پایین زیاد داشتم. پایینای بیشتر و پررنگ‌تر، بالاهای موقتی‌تر و گذراتر. مدت زمان ناراحتیام از شادیام بیشتر بود. بحث و دعواهام از آرامشام بیشتر بود. گریه‌هام از اشکای شوقم بیشتر بود. تقریباً همیشه مریض بودم. کنکورم رو از دست دادم، اتفاقی که اصلاً انتظارشو نداشتم و بهش فکر نمی‌کردم. دایره‌ی آدمایی که باهاشون در ارتباطم یهویی محدود شد. خیلی‌ها رو خواسته یا ناخواسته از جمع دوستام خارج کردم. ارتباطم با دوستای نزدیکم، نزدیک و نزدیک‌تر شد. با هم یه عالمه گند زدیم. به خودمون اومدیم دیدیم جنس دغدغه‌هامون فرق کرده. هر کدوممنون با کلی مشکل و داستان مواجه شدیم که کنار هم گذروندیمشون. به مشکل خوردیم، دعوا کردیم، خندیدیم، گند زدیم، آبرومون رفت، بازم خندیدیم، خیلی خندیدیم. دوستای جدید پیدا کردم. با چند نفر آشنا شدم که فکر می‌کردیم فقط قراره چند روز با هم در ارتباط باشیم، ولی شد چند ماه و هنوزم دوستیم و با اونا هم می‌خندیم و دعوا می‌کنیم و گند می‌زنیم و می‌خندیم و می‌خندیم. برای اولین بار ازدست‌دادن یکی از نزدیک‌ترینا رو تجربه کردم. غصه خوردم. خیلی غصه خوردم. حرفای زیادی شنیدم. تیکه‌های کوچیک و بزرگ زیادی بم انداختن. خیلیا که انتظارشو نداشتم دلیل بدترین حالام شدن. شبای خیلی سختی‌ رو صبح کردم وزنده موندم. آره! زنده موندم. این یک سال اصلاً انتظار هیچ‌کدوم از اتفاقاتی که افتادو نداشتم. حرفای جدیدی شنیدم، وسط ماجراهای مختلف جدیدی گیر افتادم، احساسات جدیدی رو تجربه کردم، درگیری‌های جدیدی پیدا کردم، توی هزارتا دوراهی جدید قرار گرفتم، شاید بتونم بگم آدم جدیدی شدم. بزرگ شدم. واقعاً نسبت به سال پیش همین موقع بزرگ‌تر شدم. هجده سالگی‌م شاید پر از حس خوب نبود، ولی از یادم نمی‌ره. چون لااقل تا حالا، عجیب‌ترین و غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین سنم بوده.

به هر حال، با تموم خوبیا و بدیاش گذشت و من دارم نوزده ساله می‌شم. نمی‌دونم چه سالی قراره باشه، ولی خودم رو، لااقل ذهنم رو، برای این آماده کردم که بازم قراره غافلگیر شم. امروز، بهترین روز این یک سالم بود. چند وقت پیش زمانی که پیش یه نفر افتادم گریه، بهم گفت «تو باید فقط اشک شوق بریزی.». خیلی فکر کردم ولی آخرین باری که اشک شوق ریختم رو یادم نیومد. امروز ولی بالاخره شد. دلم می‌خواست برم بهش بگم ببین دارم از خوشحالی و ذوق گریه می‌کنم! :)) امروز دوستام رو دوست‌تر داشتم. چه دوستای دنیای واقعی‌م، چه دوستای دنیای مجازی‌م رو. یه عالمه خدا رو به خاطر داشتنشون شکر کردم. پارسالم گفته بودم که روز تولد به خودیِ خود روز خاصی نیست. این اطرافیانتن که می‌تونن برات حسابی به‌یادموندنی‌ش کنن. اتفاقی که برای من افتاد و مطمئنم هیچ‌وقت امروز و این همه حال خوبِ از ته دلم رو فراموش نمی‌کنم. الآن خوشحالم و با خوشحالی سال جدیدم رو شروع می‌کنم، به این امید که با خوشحالی ادامه پیدا کنه و با خوشحالی هم تموم شه.

راستی! امشب ماه‌گرفتگی داریم. راضی به زحمت نبودم، ولی خب به مناسبت تولد منه :دی.

ᴺᵃᶳᵗᵃʳᵃᶰ ‌
۲۸ آبان ۰۰:۰۵

کل امسالت مثل امروز عالی و قشنگ باشه الهی💘

بازم تولدت مبارکککک🎂🎂🎂

خیلی مبارررکککک💕💃💕💃

ایشالا جشن تولد حضوری🥺❤

پاسخ :

مرسی نسترن، خیلی خیلی مرسی :(((❤
راستی دیشب پست تلگرامت رو هم دیدم و حساااابی ذوق کردم بابتش، ولی چون نبودی دیگه اونجا کامنت ندادم. یه دنیااا ممنون ازت ❤
نجمه :)
۲۸ آبان ۰۰:۳۹

به به مبارک باشه. حسابی ١٩ سالگی قشنگی داشته باشی، پر از حس رضایت و شادی و سلامتی. ١٩ سالگی من می‌شه گفت سخت بود به خاطر پشت کنکور بودنم و... ولی فارغ از اون بقیه چیزا خیلی خوب بود. امیدوارم تو هم با یادآوریش لبخند بزنی. ✨🧡

پاسخ :

خیلی خیلی ممنون :)))) امیدوارم. خیلی خوشحال شدم، مرسی ❤
زری ...
۲۸ آبان ۰۱:۱۶

نمیدونم من شوتم یا چی ؟!

امروز تولدت بود دیگه ؟

حالا تبجساشحشچشاشجتطم

تفلدت مبارککککککک

ان شالله سال پر خیر و برکتی و شروع کنی =]]]]]

پاسخ :

نهههه :)))) آره امروز تولدمه. 
مررررسی زری ❤
(: NarXeS
۲۸ آبان ۰۸:۵۸

تولدت مبارک :)))~♥

پاسخ :

ممنون ازت نرگس جان :))❤
ویــ ـانا
۲۸ آبان ۱۰:۰۲

تولدت مبارک نرگس❤️❤️❤️

پاسخ :

مرسییی عزیزم ❤❤
سَمَر ‌‌
۲۸ آبان ۱۰:۴۱

عهه تولدت مبارک=))

سال قشنگ و تجربه‌های قشنگ‌تری داشته باشی:*

پاسخ :

ممنونم سمر عزیز :)))❤
روناهی ^^
۲۸ آبان ۱۲:۲۳

برای چندمین بار تولدت مبارک خانوم👀💙

پاسخ :

فاطیما این دو روز خیلی بهم لطف داشتی :)) مرسی ازت ❤
ᴺᵃᶳᵗᵃʳᵃᶰ ‌
۲۸ آبان ۱۳:۱۹

عزیزمی ❤

پاسخ :

:)♡
᭙ꪖ𝕥ꫀ𝕣 ᧁⅈ𝕣ꪶ{ ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ
۲۸ آبان ۱۴:۲۳

عه چه جالب امروز تولد خواهر منم هست*-*

تولدتون کلی مبارک باشههههه💗💃

آرزو میکنم نوزده سالگی بهترین سال زندگیتون بشه^_^💖💖

پاسخ :

عهههه چه باحال :)))) سلام برسون :دی. 
مرسی عزیزم. خیلی خوشحال شدم ❤❤
امیر +
۲۸ آبان ۱۴:۵۱

تبریکات فراوان

پاسخ :

خیلی ممنون :))
Divine Girl
۲۸ آبان ۱۵:۱۳

راستش منم وقتی تازه اومدم تو وبت فکر نمیکردم یه روزی تنها دلیل بازکردن تلگرامم تو باشی و حرف زدن با تو :))) 

بازم تبریک میگمممم ^_^

واست یه عالمه اشک شوق آرزو می کنممم

پاسخ :

وای :)))) من خیلی خیلی ذوق کردم الآن خببب :))))) خیلیییی مرسی. یه بغل محکمممم :))))❤❤ 
یاس ارغوانی🌱
۲۸ آبان ۱۷:۴۸

یه لحظه حس کردم رفتی روی سن و این حرفارو پشت میکروفون میزنی با بغض از شادی و غم و ناراحتی و در آخر با لبخند حرفاتو به پایان میرسونی :) حالا هم تشویق حضار👏‍👏‍👏‍👏‍👏‍👏‍

 

نرگس بهت جدی نوشتن نمیاد ولی بازم خوب نوشتی😄

امیدوارم که سال دیگه تولد 20 سالگیت بغض از روی شوق داشته باشی. 19 سالگیت پر از اتفاقای خوب و شیرین و سربالایی.

برای دومین بار میگم تولدت مبارک😊💚🌱

 

پاسخ :

وایییی =))))) تصورش خیلی بانمک بود =)))))

=)))))) خودمم جدی‌ننوشتن رو ترجیح می‌دم :دی.
مرسی عزیزم :)) ممنون نرگس بابت این دو روز ❤
یاس ارغوانی🌱
۲۸ آبان ۱۸:۰۰

😁😁

 

همیشه ظنز بنویس و حالتم طنز باشه :))

❤️❤️

پاسخ :

:)))❤❤
بـقـچـه ‌‌
۲۸ آبان ۲۰:۲۹

تبریک می‌گم نرگس جان. امیدوارم نوزده سالگی هیجان‌انگیز و مهربونی داشته باشی و هر روزش برات پربار و شیرین باشه. لبخندهات به بغض‌هات بچربه و اشک‌هات خیلی خیلی کم‌تر از خنده‌های از ته دلت باشه ^_^

پاسخ :

خیلی خیلی خیلی ممنون :))♡
ناشناس
۲۸ آبان ۲۰:۵۳

خسوف امروز صبح بود (تو اون جاهایی که شب بود) یا امشب؟ :( من می خواستم ببینمش حتما :(

پاسخ :

امروز بود. 
artemis -
۲۹ آبان ۱۰:۳۵

تولدت مبارک *-*

پاسخ :

مرسییی :))♡
سما نویس
۳۰ آبان ۰۸:۳۶

تولدت مبارک قوی:)

پاسخ :

:)))))
خیلی خیلی ممنون ❤
.. میخک..
۰۱ آذر ۱۶:۴۷

منی که یه هفته است درگیرم خدایا 28 ابان تولد کی بود؟؟؟ :////

ساری [کوبیدن بر پیشانی]

پساپس تبریک :")

پاسخ :

:)))))
مرسی ازت. خیلی خوشحال شدم :)♡
عینک ‌‌‌
۰۱ آذر ۲۲:۱۷

سلام :))

آقا مبارکه، نوزده ساله شدنتون خیلی مبارک باشه. امیدوارم همون قدری که من دارم از روزای آخر نوزده سالگی‌م لذّت می‌برم، شما هم دو برابرش از روزای نخست نوزده سالگی‌تون لذّت ببرین :دی.

شیرینی تولّدتونو چرا وسط وبلاگ پخش نکردین؟ شما هم که مثل من شیرینی‌بده نیستین انگار =))

پاسخ :

سلام.
خیلی ممنون :)) تا الآنش که یه‌کم عجیب بوده :دی. ولی امیدوارم. 
من واسه تولد شیرینی نمی‌دم، کادو می‌گیرم :)
عینک ‌‌‌
۰۱ آذر ۲۲:۲۰

راستی اینجا که باز دخترونه شده =)) چیز، منظورم اینه که خوشگل شده. 

پاسخ :

مرسی :دی. 
منور الذهن
۰۵ آذر ۲۱:۵۴

تولدتون مبارک:)))

امیدوارم موفق باشید...

پاسخ :

خیلی خیلی ممنون و مچکر :))
hana
۰۶ آذر ۰۹:۴۶

واقعاً دلم می‌خواست بیشتر بهت تبریک بگم... خییلی برام مهم و دوست‌داشتنیه که به تولد افراد قشنگ زندگیم به اندازه کافی واکنش نشون بدم و حتی کادو بفرستم برای همشون... ولی خب این روزا برام طوریه که... واقعاً نشد. ولی می‌خواستم بدونی که خیلیی برام مهم بود تولدت. پساپس و مجدد خیلی مبارک🥰

پاسخ :

مرسی ازت :)) همین که به یادم بودی یه دنیا برام ارزش داره ❤
ایشالا اوضاع هر چه زودتر برات دلچسب بشه. 
آدم ..
۲۶ آذر ۱۵:۱۴

از اونجایی که دوست داری عید رو سه ماه جلوتر تبریک بگی شاید دوست داشته باشی با یه ماه تاخیر تبریک تولد بشنوی! =)

تولدت مبااارک=)

امیدوارم سال زیبایی داشته باشی، پر از آرامش و خوشحالی. 

پاسخ :

=)))))
مرسی ازت یه عالمه. تبریک تولد، بعد یه ماه هم قشنگه :دی. خیلی خوشحال شدم :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
صاحب این وبلاگ، نخورده مست و نزده رقصان است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان