|Persephone|

شاید...

روز دهم: می‌گن هیچ عشقی تو دنیا، مث عشق اولی نیست.

10. Discuss your first love and first kiss...‌

می‌دانستید امروز، روز جهانی مهربانی بوده؟ به همین مناسبت یادی کنیم از عشق‌های نامهربانمان. اولین عشق من آنقدر جدی بود و آنقدر دوری‌اش به من ضربه زد که حتی با این حافظه‌ی افتضاحم، باز هم نتوانسته‌ام فراموشش کنم. درست است سن‌وسالم کم بود، ولی احساسم صادقانه بود. همه از علاقه‌ام باخبر بودند؛ لااقل خانواده‌ی من و اطرافیان او. هیچ‌وقت نفهمیدم حسم دوطرفه بود یا نه. هنوز هم با گذشت این همه سال نمی‌دانم نظرش درمورد من چه بود. چیزی بروز نمی‌داد. حرفی نمی‌زد. برخوردش سرد بود، خیلی سرد، خیلی خیلی سرد. نامش «یخچال» بود. من «یخچال عموم‌اینا» صدایش می‌کردم. تصمیم ازدواج با او را گرفته بودم حتی. آن موقع -چهار یا پنج سالگی‌ام- کسی از آن یخچال‌ها نداشت. منحصربه‌فرد بود، خیره‌کننده. برق می‌زد. نه که فقط جذب ظاهرش شده باشم ها! شیفته‌ی یخچالیتش شده بودم. شاید وابستگی هم نقشی در حسم داشت. به هر حال من زیاد می‌رفتم خانه‌ی عمویم. زیاد می‌رفتم آشپزخانه‌شان. چشمانم زیاد به دستگیره‌هایش می‌خورد. خوراکی می‌خوردم، آب می‌نوشیدم، بستنی! همه‌ی این‌ها درون او بود. تازه نو هم بود. شما بودید عاشقش نمی‌شدید؟ راستش را بخواهید نمی‌دانم آخر ماجرا چه شد. شاید با همان سن کم فهمیده بودم «رنج فراق هست و امید وصال نیست» و بیخیالش شدم. شاید یک روز که به بقیه می‌گفتم «من بزرگ شم با یخچال عموم‌اینا ازدواج می‌کنم»، دیگر نتوانسته‌اند تحمل کنند و این حقیقت تلخ را به رویم آورده‌اند که ما هیچ‌وقت به هم نمی‌رسیم. شاید اصلاً روزی خود یخچال زبان باز کرد و گفت مرا نمی‌خواهد. شاید او خودش عاشق گاز آشپزخانه شده بود. نمی‌دانم. هر چه بود گذشت و من بعد از آن نتوانستم هیچ یخچالی را از ته ته ته دلم دوست داشته باشم. 

برای قسمت دوم سوال هم گفته‌اند «خطاست حرف، چو لب را توان به بوسه گشود». من ولی خیلی حرف می‌زنم.


[روز هفتم، هشتم، نهم]


+ قلک - غزل شاکری




زری ...
۲۳ آبان ۰۰:۴۱

XDDD

حیف که از قبل میدونستم سرکاریه حسش پرید...

وگرنه پخش زمین میشدم :""")))))

پاسخ :

آقا قبول نیس از کجا می‌دونستی خببب؟ :(( =))))
ویــ ـانا
۲۳ آبان ۰۸:۵۷

=)))))))))))))))))

پاسخ :

:)))
𝑯𝒚𝒆𝒐𝒏 𝒓𝒊
۲۳ آبان ۰۹:۳۱

چه عشق پرشوری :") XD

پاسخ :

اوهوووم :(( :دی. 
.. میخک..
۲۳ آبان ۱۲:۱۴

من منتطر بودم بستنی باشه :""(

پاسخ :

:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
صاحب این وبلاگ، نخورده مست و نزده رقصان است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان