|Persephone|

شاید...

خواب، کوتاه، شیرین، جادار، مطمئن.

من واقعاً خوابم می‌آید. امیدوارم با نوشتن این جمله بتوانم خواب‌آلودگی‌ام را به متن منتقل کنم و خودم سرحال شوم. دارم تمرکز می‌کنم، نمی‌دانم چقدر نیاز است. خواب میوه‌ی بهشتی است. نمی‌دانم تاوان کدام گناهم است که الآن با وجود اینکه دارم از خستگی می‌میرم، باید بیدار باشم و برعکس روی مبل بنشینم و حرکت با شتاب ثابت بخوانم. نه اینکه برعکس‌نشستن روی مبل اذیت‌کننده باشد ها، و نه اینکه حرکت با شتاب ثابت را دوست نداشته باشم، مشکل بیداری است. من باید خواب باشم. همه باید خواب باشیم. جهان ایده‌آل من بک جهان پر از صلح و خواب است. اصلاً وقتی همه خواب باشند، دیگر وقت جنگیدن و دشمنی پیدا نمی‌کنند. وقتی همه خواب باشند، فقر و بی‌عدالتی‌ای در جریان نیست. اصلاً رمز داشتن جهان گل‌وبلبل همین است. خواب. خواب زیاد. خواب خیلی خیلی زیاد. من واقعاً خسته‌ام. دیشب تا دیروقت بیدار بودم. صبح هم زودوقت بیدار شده‌ام. به سختی. الآن هم به سختی بیدارم. همه چیز سخت است. از همه چیز بدم می‌آید. بیایید بخوابیم. تا همیشه بخوابیم. خواب ما مشت محکمی است بر دهان آنان که خودشان را خیلی بیدار می‌دانند. آنان که فکر می‌کنند چون بیدارند دیگر فاتح جهان‌اند. گوشی هم خوابش می‌آید. ۵ درصد شارژ دارد. نیمه‌جان، مانند خودم. بیایید بخوابیم. من، شما، همه‌ی دبیرهای فیزیک، و این گوشی که پست‌گذاشتن با آن خیلی سخت است. 

ویــ ـانا
۰۲ آبان ۱۰:۱۴

آخ درک میکنم -_-

پاسخ :

:(((
صاحب این وبلاگ، نخورده مست و نزده رقصان است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان