|Persephone|

شاید...

«آنچه بر کسی گذشته و در حافظه‌اش مانده»

بعضی وقت‌ها به این فکر می‌کنم که چه پستی می‌توانم بگذارم که همه‌تان قطع دنبال بزنید، حتی آن‌هایی که وبلاگشان را بسته‌اند. یا چه کاری می‌توانم انجام دهم تا همه‌ی دوستان و اطرافیانم بگویند دیگر حتی اسمم را هم نمی‌آورند. چرا باید به این چیزها فکر کنم؟ نمی‌دانم. فکر است دیگر. برای خودش می‌آید و می‌رود. مثل تمام رفت‌وآمدهای دیگر. اصلاً همه‌چیز و همه‌کس می‌آیند که بروند. هر آمدنی یک رفتن دارد ولی برعکس، نه. لزوماً همه‌ی رفتن‌ها، برگشتن ندارند. مثلاً آن آقایی که روبه‌روی خانه‌مان سوپرمارکت زده بود، دیگر هیچ‌وقت برنگشت. آن مردِ آوازه‌خوان کوچه‌مان هم. معلم کلاس ششم ابتدایی‌ام هم هیچ‌وقت برنگشت. آن دوست اول راهنمایی‌‍ هم رفت که رفت. خیلی آدم‌های دیگر هم رفتند. حتی غیرآدم‌های زیادی هم رفتند. فقط من ماندم و حوضم. باور کنید دو روز دیگر همین حوض هم می‌رود. مثلاً می‌گوید «من برم دکتر یه آمپول برام بزنه و بیام. سر راه برات پفک می‌خرم». ولی نه خودش می‌آید، نه آن پفک لعنتی را به دستم می‌رساند. حالا نه که من هم خیلی شیفته‌ی پفک باشم ها، نه! ولی سر حرفش باید بماند یا نه؟ بعد از رفتنش، من با جای خالی‌اش وسط حیاط چه کنم؟ باید غصه بخورم. اما غصه‌خوردن همراه با پفک‌خوردن، آسان‌تر از غصه‌ی خالی است. اصلاً خالی خطرناک است. مثلاً شما پلنگ را ببینید، خال‌خالی است. و خب آدم را ناکار می‌کند. البته ببر هم با اینکه خال‌خالی نیست، ولی همین‌طور است. نتیجه می‌گیریم امن‌ترین طرح، چهارخانه است. شما تا حالا حیوانی دیده‌اید که طرح پوستش چهارخانه باشد؟ نه! مطمئن باشید این موضوع اتفاقی نیست و حکمتی پشتش است. دلیل زیبایی لباس‌های چهارخانه هم همین است. حوض من هم چهارخانه است. خودم رنگش کردم. آدم وقت‌هایی که حوصله‌ی درس‌خواندن نداشته باشد، برای فرار از آن هر کاری می‌کند. من هم یک روز نشستم و تمام حوضم را رنگ کردم. می‌خواستم در و دیوار و درخت‌ها را هم رنگ کنم ولی دیگر جلوی خودم را گرفتم. اگر حوضم برود، دیگر هیچ چیز را رنگ نمی‌کنم. والا. مگر مسخره‌شان هستم؟ همین که بعد رفتن دلتنگشان می‌شوم کافی است. دهنم صاف می‌شود، ولی خب، چاره چیست؟ تازه! بهم می‌گویند ما اصلاً در حیاط خانه‌مان حوض نداریم. من که باور نمی‌کنم.


+ تو خیلی دوری (گذشتن و رفتن پیوسته) - بمرانی




.. میخک..
۱۹ شهریور ۱۲:۴۴

یه بار صالحه نوشته بود

رفتی خدا احکام شرعی رو دگرگون کرد

هر صبح و ظهر و مغربم را شعر واجب کرد

پاسخ :

چقد خوب گفته :"
عی‍ن‍‍ک ...
۱۹ شهریور ۱۳:۰۵

مثل رفت‌و‌آمد مدام بادها و یادها / در کنار قایقی رها‌...

پاسخ :

:(
عی‍ن‍‍ک ...
۱۹ شهریور ۱۳:۰۶

بقیه رو نمی‌دونم ولی اگه می‌خواین من لغو دنبالتون کنم پاسخ کامنتمو ندین :دی.

پاسخ :

یادم می‌مونه :دی.
ولی جدی خیلی بده :| انقد از جواب‌ندادن به کامنت بدم می‌آد که اگه یه روز جواب ندم خودمم خودمو دنبال نمی‌کنم دیگه :|
عی‍ن‍‍ک ...
۱۹ شهریور ۱۳:۳۵

آقا من الآن می‌خواستم لغو دنبالتون کنم؛ چرا به کامنتم پاسخ دادین؟ =)))))

پاسخ :

اتفاقاً اول خواستم بدون جواب تاییدش کنم :)))) ولی دیدم نمی‌تونم حرف نزنم :/ الآن اینم اصولاً اگه بخوام جواب ندم، نمی‌شه :/ حرف نزنم خفه می‌شم که :/ راه آسون‌تری نیست که بعدش قطع دنبال کنید؟ :دی
عی‍ن‍‍ک ...
۱۹ شهریور ۱۳:۵۲

راه آسون‌تر که؛ ام... نه! ولی راه سخت‌تر هست. مثلاً اگه الآن بهم بد‌و‌بیراه بگین سریع لغو دنبالتون می‌کنم یا اگه بم بگین «از جلو چشام گم شو!» احتمالش بیشتره :|| :دی.

+ مدیونین اگه فک کنین دارم انتقام می‌گیرم و فضای کامنتا رو منحرف می‌کنم ^_^

پاسخ :

آقا جدی جنگه مگه؟ :)))))) دیگه این‌قدرام بی‌شعور نیستم :دی. عجالتاً یه‌کم بیشتر تحمل کنید و بمونید تا یه راه آسون‌تر پیدا شه :)))))
+ من که با عوض‌شدن موضوع کامنتا مشکلی ندارم :)))
یاس ارغوانی🌱
۱۹ شهریور ۱۵:۴۷

رگ  غضب هر کسی رو شناسایی میکنم بهت میگم  از اون نقطه وارد شی تا قطع دنبال بزننت فقط نفری 50 تومن :))))

پاسخ :

من به ازای هر کدوم از دنبال‌کننده‌هام 50تومن داشتم که الآن اینجا نبودم خواهر من :))))
زری ...
۱۹ شهریور ۱۵:۵۰

XDDD

حوض فرار کنه بره...

چهارخونه :)))

پاسخ :

:دی
سما نویس
۱۹ شهریور ۱۶:۱۵

آقا برا من که هر کس رفت دیگه برنگشت.خودمم همینم.اگه دلم بخواد تا آخرین نفسم میمونم.اما وقتی ببینم هیچ جوره نمیشه میرم.میرم و خب دیگه هم بر نمی‌گردم..

 

پاسخ :

می‌فهمم. دقیقاً :))
یاس ارغوانی🌱
۱۹ شهریور ۱۶:۴۷

اینم یه توهین آشکار !!

تو اینقدر برای دنبال کننده هات ارزش قائل نیستی که 50تومن خرج کنی؟ خسیس :/

 

 

 

 

*نمونه کار حداقل 20 نفر قطع دنبال میزنن تضمینی.کمتر از 50هم راه میام😂😂😂*

 

پاسخ :

آخه باید باشه که خرج کنم یا نه؟ :(( =))

* ممنون واقعاً =)) هر وقت خواستم مزاحم می‌شم =)
Hana :)
۱۹ شهریور ۱۶:۵۸

آره ولی چهارخونه آدمو چاق‌تر نشون می‌ده :(

پاسخ :

ولی اون‌قدر خوشگل هست که آدم بی‌خیال این چیزا بشه :((
جلیل
۱۹ شهریور ۱۷:۳۸

باید چهار تا باشه =))))))))))

این یککککک =))))))))

+پرانتزا به اندازه ن؟؟:(

پاسخ :

=)))))))))))))
آفتابی
۱۹ شهریور ۱۷:۳۹
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

تابحال فکر کردی شاید *** ***************** ****؟؟=))))))

پاسخ :

لعنتی پاره شدم =))))))))))) خیلی خوب بود =))))))))))
سلطان دل ها
۱۹ شهریور ۱۷:۳۹
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

شایدم ****** عه =))))))))))

پاسخ :

 =))))
+ اسمت فقط =))))))
مستانه
۱۹ شهریور ۱۷:۴۰

اما هیچی محفلیان نمی شه ^-^

پاسخ :

محفلی‌ها همه ناز هستند. انسان‌های خاص هستند :(
.. میخک..
۱۹ شهریور ۱۹:۵۳

لعیا اگه این کامنت رو میخونی بدون من هر روز سه نوبت سعی میکنم بیام تو وبت ولی باز نمیشه :/

پاسخ :

:)
soofi ae
۱۹ شهریور ۲۰:۲۳

من پاییزو واقعا بخاطر هودی وچهارخونه هام دوسش دارم..

رفتن طبیعیه اصلا باید ازیه جایی به بعد هم خودت یادبگیری ک بری

هم عادت کنی به رفتنا!هرچند عادتش هم درد داره:/

پاسخ :

آره، دقیقاً :))
حس می‌کنم می‌تونم عادت کنم. یعنی تا الآن که کردم، ولی خب هرازگاهی یه سری چیزا اذیت می‌کنه دیگه :))
علیرضا ‌‌
۲۱ شهریور ۱۱:۴۴

=)))))

پاسخ :

:)))
(: NarXeS
۲۲ شهریور ۲۰:۵۰

اوه~

پس این آهنگ رو از اینجا دانلود کردم! میگم از کجا آوردمش .-.

پاسخ :

:))
صاحب این وبلاگ، نخورده مست و نزده رقصان است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان